بررسی میانگین ماهانه صادرات ۵ پتروشیمی فعال در صنعت اوره نشان می‌دهد جنگ نه‌‌تنها تولید بلکه مسیر صادرات و ارزآوری را نیز به‌ شدت مختل کرده است. داده‌های مقایسه‌ای میان سال ۱۴۰۴ و سه‌ماهه ابتدایی ۱۴۰۵ حکایت از سقوط ۸۵ درصدی در حجم و ۸۱ درصدی در ارزش صادرات دارد؛ افتی که مستقیما به کاهش جدی ارزآوری کشور منجر شده است.

به گزارش اختصاصی انرژی پرس، میانگین داده‌های ماهانه صادرات پنج پتروشیمی اوره‌ساز یعنی پردیس، شیراز، کرمانشاه، لردگان و خراسان نشان می‌دهد این صنعت در دوران جنگ یعنی در سه‌ماهه ابتدایی ۱۴۰۵ با یک افت کم‌سابقه مواجه شده است؛ به نحوی که حجم صادرات از ۳۴۳ هزار و ۶۸۸ تن به طور میانگین ماهانه در سال ۱۴۰۴ به میانگین ماهانه ۵۲ هزار و ۵۴۰ تن رسیده و افتی ۸۵ درصدی را ثبت کرده است.

همزمان، ارزش صادرات نیز از میانگین ماهانه ۱۲۳ میلیون دلار در سال ۱۴۰۴ به میانگین ماهانه ۲۴ میلیون دلار در سه ماهه ابتدایی ۱۴۰۵ کاهش یافته که افت ۸۱ درصدی را نشان می‌دهد. این افت سنگین، مستقیما به کاهش ارزآوری کشور منجر شده و ریشه آن را باید در یک عامل بیرونی جست‌وجو کرد؛ آغاز درگیری‌های نظامی از ۹ اسفند در خلیج‌فارس، بمباران زیرساخت‌های یوتیلیتی مانند فجر، مبین و دماوند و در کنار آن، محدودیت‌های امنیتی در مسیرهای صادراتی که عملا جریان طبیعی صادرات را مختل کرده است.

ضربه به زنجیره صادرات اوره

از ۹ اسفند و همزمان با شروع جنگ تحمیلی، زنجیره تولید تا صادرات صنایع پتروشیمی با اختلال جدی مواجه شد؛ اختلالی که اثر آن به ‌وضوح در افت سنگین حجم صادارت و ارزآوری صنعت اوره دیده می‌شود.

ضربه اول به تولید اوره‌سازان در فروردین‌ماه وارد شد. به صورتی که سه شرکت یوتیلیتی کلیدی یعنی فجر، مبین و دماوند مورد اصابت قرار گرفتند؛ اتفاقی که مستقیما تامین خوراک و خدمات جانبی پتروشیمی‌ها را تحت تاثیر قرار داد.

کاهش ظرفیت این تامین‌کنندگان، عملا به افت تولید در واحدهای اوره‌ساز منجر شد. این یک زنجیره مشخص است؛ اختلال در یوتیلیتی، افت تولید و در نهایت کاهش عرضه برای صادرات.

مسیر صادرات هم قفل شد

در سمت دیگر ماجرا، شرایط امنیتی باعث شد مسیرهای صادراتی نیز عملا با محدودیت مواجه شوند. افزایش ریسک حمل‌ونقل دریایی، محدودیت‌های بیمه‌ای و نااطمینانی در مبادلات، صادرات را از مسیر طبیعی خارج کرد.

در چنین شرایطی، حتی محصول تولیدشده نیز لزوما به بازارهای هدف نمی‌رسد. بنابراین افت صادرات، صرفا به تولید محدود نمی‌شود؛ بلکه نتیجه همزمان دو فشار است: کاهش تولید و انسداد مسیر صادرات.

سقوط آزاد در حجم صادرات

اعداد بدون تعارف حرف می‌زنند. طبق گزارش‌های فعایت ماهانه پنج پتروشیمی صنعت اوره یعنی پردیس، شیراز، کرمانشاه، لردگان و خراسان نشان می‌دهد، میانگین ماهانه صادرات کل صنعت اوره در سال ۱۴۰۴ حدود ۳۴۳ هزار و ۶۸۸ تن بوده، اما این عدد در سه‌ماهه ابتدایی ۱۴۰۵ و در دوران جنگ به ۵۲ هزار و ۵۴۰ تن رسیده که افت ۸۵ درصدی به حساب می‌آید.

در بخش ارزش صادرات هم وضعیت بهتر نیست. میانگین ماهانه صادرات صنعت اوره در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰ هزار و ۲۰۱ میلیارد تومان ثبت شده، اما در سه‌ماهه ابتدایی ۱۴۰۵ این عدد به سه هزار و ۴۱۹ میلیارد تومان سقوط کرده که افت ۶۶ درصدی‌ست.

در شاخص دلاری، تصویر حتی شفاف‌تر می‌شود. میانگین ماهانه صادرات از ۱۲۳ میلیون دلار در سال ۱۴۰۴ به ۲۴ میلیون دلار در دوره پس از جنگ رسیده که بیانگر افت ۸۱ درصدی است. این در حالی است که برای محاسبه این ارقام، میانگین نرخ دلار در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۳ هزار تومان و در سه‌ماهه ابتدایی ۱۴۰۵ حدود ۱۴۳ هزار تومان در نظر گرفته شده است.

این اعداد که همگی به‌صورت میانگین ماهانه محاسبه شده‌اند، نشان می‌دهند افت صادرات نه‌تنها در حجم بلکه در ارزش‌آفرینی ارزی نیز عمیق بوده و اثر مستقیم شرایط جنگی را در عملکرد این صنعت به‌خوبی منعکس می‌کنند.

صنعت اوره در موقعیت قربانی

افت بیش از ۸۰ درصدی در درآمد دلاری، به معنای کاهش جدی ورودی ارز از محل صادرات اوره است. این موضوع در مقیاس کلان، فشار مضاعفی بر منابع ارزی کشور وارد می‌کند.

اگر این شرایط تداوم پیدا کند، اثر آن صرفا محدود به صنعت اوره نخواهد بود، بلکه می‌تواند تراز ارزی کشور را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بازگشت به شرایط عادی، بیش از هر چیز به کاهش تنش‌های بیرونی و احیای مسیرهای امن صادراتی وابسته است.